مساعدتهاي تعدادي از دوستانم برخوردار شدم. سپاس به ديويد يوجين اسميت1، نويل مونرو هاپكينز2 و ادميرال استوكتون3 فيد كه نخستين فرصت را در واشنگتن4 برايم فراهم آوردند، سپاس به لئو ه. بيكلند5، ل. ج. هندرسون6، تئودور و. ريچاردز7، چارلز هومر هاسكينز8، ادوارد ث. استريتر9 و ديگران كه فرصت ديگري را در دانشگاه هاروارد در كيمبريج ماساچوست10 برايم تأمين كردند، و سپاس به ر. س. وودوارد11 فقيد كه سرانجام (در 1918) منصب تازهاي به وسيلهٴ بنگاه كارنگي12 برايم ايجاد كرد. آنگاه پس از 1914 براي نخستين بار، امنيتي نسبي احساس كردم، و توانستم همهٴ نيرويم را، بدون نگراني بيمورد، مصروف وظيفهاي سازم كه خود بر عهده گرفته بودم.
در اثناي تعطيلات كوتاهي در پيماكويد13، ايالت من14 در سپتامبر 1920 خوشوقتانه با دانكان ب مكدانالد15، استاد مدرسهٴ الهيات هارتفورد16، آشنا شدم، و او از آن پس تا كنون مشاور امين و خستگيناپذير من در همهٴ مطالب مربوط به اسلام بوده است. از آنجا كه ميزان مطالب مربوط به اسلام بهطور روزافزوني افزايش مييافت، من مجبور بودهام به راهنمايي استاد جيمز ريچارد جيوئت17 به تحصيل عربي بپردازم، ولي دكتر مكدانالد همچنان راهنماي اصلي من بود، و دين من به وي قابل جبران نيست. همكارم ه. م. شفر18 با كمال محبت اين فصل مقدماتي را مطالعه كرد و اصلاحات زيادي را خاطرنشان ساخت.
عميقاً از كتابخانهٴ هاروارد سپاسگزارم. سالها از مزيت گرانبهاي استفادهٴ مجاني از اين كتابخانه برخوردار شدم و در آنجا كتابها و يادداشتهايم به خوبي مرتب و نگهداري شد. اين مزيت براي من بسيار گرانبها بود، زيرا تا مدت مديدي عملاً بيخانمان بودم، حتي حالا هم خانهٴ ثابتي از خود ندارم، و تا آنجا كه كتابها و ابزار كارم مورد نظر باشد، كتابخانهٴ هاروارد خانهٴ واقعي من است. مايلم قدرداني عميق خود را از هر يك از كاركنان كتابخانه بيان كنم.
نميتوان بهطور رضايتبخشي از عهدهٴ تشكر بنگاه كارنگي واشنگتن بهدر آمد، كافي است